معارف اسلامی

امام سجاد - علیه السلام

فضائل امام سجّاد (ع)

متن سخنرانی آیة الله حسینی نسب


سیّد الساجدین، و امام العارفین، و زین العابدین، علیّ ابن الحسین علیه السلام، چهارمین پیشوای راستین پس از رسول گرامی اسلام است.
نام آن حضرت : علی
کنیه ایشان : ابو محمّد ، و ابو الحسن
لقب های ایشان: سجّاد، امین، زکیّ، زین العابدین، و سیّد الساجدین.
نام پدر ایشان : امام حسین (ع)
نام مادر ایشان : شهربانو (معروف به شاه زنان)
تاریخ تولّد : نیمه جمادی الاولی (یا پنجم شعبان) سال 38 هجری.
تاریخ شهادت: روز 12 ماه محرّم سال 95 هجری. (برخی از مورّخان هم روز شهادت ایشان را 18 محرم یا 25 محرم دانسته اند).
مدّت امامت ایشان: 34 سال.

ویژگی های امام سجّاد

با بررسی حیات امام زین العابدین (ع)، به عمق شخصیّت و ژرفای تفکّرات آن حضرت پی می بریم که در پرتو خصال حمیده و صفات مجیده خود، با وجود محدودیّت ها و مظلومیّت ها، توانست موانع رشد جامعه را از میان بردارد و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) را از  یکی از سخت ترین تنگناهای سیاسی و اجتماعی عبور دهد.
در اینجا به منظور رعایت اختصار، به بیان برخی از سخنان دانشمندان معروف از مذاهب مختلف اسلامی در زمینه فضائل اخلاقی، زهد و عبادت، و علم و دانش  آن حضرت، بسنده می کنیم:

محمّد ابن مسلم الزُهری، از دانشمندان و فقهای معروف در حجاز و شام، در باره امام سجاد (ع) چنین می گوید:
"كان علي بن الحسين أفضل أهل زمانه، وأحسنهم طاعة". (تاریخ دمشق، جلد 36).
یعنی: علیّ ابن الحسین (ع)، فاضل ترین مردم در زمان خود بود، و بهترین آنان از جهت طاعت و عبادت".

سعید ابن مسیّب، فقیه معروف شهر مدینه در باره آن حضرت چنین می نگارد:
"ما رأيت أودع و أورع من زين العابدين علي بن الحسين". (جمهرة الاولیاء، جلد 2".
یعنی: فردی را امانت دار تر و پارسا تر از زین العابدین علیّ ابن الحسین، ندیده ام.

مالک ابن انس نیز در باره آن حضرت چنین می گوید:
"لم یکن في أهل البیت مثل علیّ بن الحسین". (سیر أعلام النبلاء، جلد 4).
یعنی: در میان اهل بیت پیامبر، کسی مانند علیّ ابن الحسین نبوده است.

ابو حمزه ثمالی، در این زمینه چنین می گوید:
"ما سمعت بأحد من الناس كان أزهد من علي بن الحسين إلا ما بلغني من علي بن أبي طالب". (سفینة البحار، جلد 1).
یعنی: نشنیده ام کسی زاهد تر از علی ابن الحسین باشد، مگر آنچه در باره امام علیّ ابن أبی طالب به من رسیده است.

عمر ابن عبدالعزیز، هنگامی که شنید امام سجاد از دنیا رفته اند، چنین گفت: 
"ذهب سراج الدنيا، وجمال الإسلام، وزين العابدين". (تاریخ یعقوبی، جلد 3).
یعنی: روشنایی جهان، و زیبایی اسلام، و زینت پارسایان از دنیا رفت.
ابن عساکر، مورّخ معروف، چنین می گوید:
"كان علي بن الحسين ثقة مأموناً، كثير الحديث، عالياً رفيعاً ورعاً". (تاریخ دمشق، جلد 36).
یعنی: علیّ ابن الحسین، فردی مورد وثوق، و امانتدار، و راوی بسیاری از احادیث، و والا مقام، و بلند مرتبه و پارسا بود.

ابن حجر عسقلانی، در این زمینه چنین می گوید:
"علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب، زين العابدين، ثقة ثبت، عابد، فقيه، فاضل، مشهور، قال ابن عيينة عن الزهري: ما رأيت قرشياً أفضل منه". (کتاب تقریب التهذیب، جلد 2).
یعنی: علی ابن الحسین ابن ابی طالب، زین العابدین، مورد وثوق و اعتماد بود، زاهد و فقیه و فاضل و معروف بود. ابن عیینه از زهری نقل کرده است که: هیچ کس را از طایفه قریش، بهتر از او ندیده.

یعقوبی، مورّخ معروف نیز در باره آن حضرت چنین می گوید:
"كان أفضل الناس، وأشدهم عبادة، وكان يسمى زين العابدين، وكان يسمى أيضاً ذا الثفنات، لما كان في وجهه من أثر السجود". (تاریخ یعقوبی، جلد 3).
یعنی: او بهترین و عابدترین مردم بود، او را زینت عبادت کنندگان نامیده اند. همچنین او را "ذا الثفنات" نامیدند، زیرا آثار سجده در پیشانی او هویدا بود.

جاحظ، ادیب و سخن سرای نامدار، در باره امام سجاد (ع)  چنین می نویسد:
"و أما علي بن الحسين فلم أر الخارجي في أمره إلا كالشيعي، ولم أر الشيعي إلا كالمعتزلي، ولم أر المعتزلي إلا كالعامي ولم أر العامي إلا كالخاصي، ولم أجد أحداً يتمارى في تفضيله، ويشك في تقديمه". (کتاب عمدة الطالب).
یعنی: امام علیّ ابن الحسین، دیدگاه همه طوایف مسلمان، اعمّ از خوارج، شیعیان، معتزله، عامه مردم، خواص و نخبگان، در باره او یکی است. ندیدم کسی را که در مورد افضلیّت و پیشگامی او بحث و یا شکّ کند.

حتّی "ابن تیمیّه" که سر دمدار فرقه سلفیه است، در باره آن حضرت چنین می گوید:
"أما علي بن الحسين فمن كبار التابعين وساداتهم علماً وديناً،و له من الخشوع و صدقة السر و غير ذلك من الفضائل ما هو معروف". (کتاب منهاج السنّة، جلد 2).
یعنی : اما علی ابن الحسین، او از بزرگان تابعین، و از گرامی ترین  آنان از دیدگاه علم و دیانت بود. پرهیزکاری و بخشش وی به صورت مخفیانه به فقرا و تهیدستان، و دیگر فضائل او معروف است.

شافعی، پیشوای یکی از چهار فرقه اهل سنّت، در این خصوص چنین می گوید:
"إن علي بن الحسين أفقه أهل المدينة". (شرح نهج البلاغه، جلد 15). 
یعنی: علیّ ابن الحسین، فقیه ترین مردم اهل مدینه بود.

سبط ابن الجوزی، از دانشمندان حنفی، چنین می نگارد:
"هذا زين العابدين، وقدوة الزاهدين، وسيد المتقين، وإمام المؤمنين، شيمته تشهد له أنه من سلالة رسول الله (صلى الله عليه وآله) وسمته يثبت مقام قربه من الله زلفى، وثفناته تسجل كثرة صلاته وتهجده، وإعراضه عن متاع الدنيا ينطق بزهده".(تذکرة الخواص).
یعنی: او زینت عبادت کنندگان، و اسوه زاهدان، و پیشوای پارسایان، و امام مؤمنان است. خلق و خوی او گواهی می دهد که از سلاله رسول خدا است، و نشانه های او مقام تقرّب او به خداوند را اثبات می نماید. آثار سجده در پیشانی او، دلیل بر کثرت نماز و تهجّد او، و روگردانی او از دنیا، گویای زهد و پرهیزکاری او است.

این بود نمونه هایی از سخنان بزرگان و دانشمندان مذاهب مختلف اسلامی در باره امام زین العابدین (ع).

ابتکار های امام سجاد در تبلیغ و مبارزه

امام علیّ ابن الحسین (ع) ، در یکی از بحرانی ترین و دشوارترین دوره های تاریخ اسلام و تشیّع زندگی می کرد. دوران نوجوانی و جوانی ایشان با حادثه جانسوز کربلا همراه بود. او شهادت پدر، برادران، عموها، پسر عموها، پسر عمّه ها، برادر زادگان و دیگر بستگان و دوستان نزدیک خود را در جلو چشمانش مشاهده کرد. همچنین، پس از واقعه عاشورا، سفر طاقت فرسای اسارت از کربلا تا کوفه، و از کوفه تا شام، و از شام تا مدینه را تحمّل کرد.
پس از بازگشت به شهر مدینه، شاهد اختناق شدید و سرکوب شیعیان و پیروانش بود. حاکمان مستبدّ بنی امیّه و بنی مروان، جوّ سنگینی از وحشت و کشتار را بر جامعه اسلامی حکم فرما کرده بودند، و هرکس را به عنوان شیعه علی و یار وفادار اهل بیت (ع)   می شناختند، سر می بریدند.
این وضعیّت دهشت بار، جرأت هرگونه حرکتی را در سرزمین پهناور اسلامی، از مردم سلب کرده بود. نهضت های محدودی هم که در عراق به وقوع پیوست، پس از مدّتی کوتاه به شکست انجامید. یکی از آنها قیام "توّابین" بود که توسط لشکر بنی امیّه سرکوب شد، و دیگری قیام مختار ابن یوسف سقفی بود که دیری نپایید و با هجوم لشکر زبیریان ، به تاریخ پیوست. نهضت دیگر هم قیام مردم مدینه بود که با کشتار وحشت ناک اهل آن شهر، به پایان رسید.
این در حالی بود که امام سجاد در شهر مدینه در نهایت غربت و تنهایی زندگی می کرد و از سرزمین عراق که بیشترین شیعیان را در بر می گرفت، منفصل گردیده بود.
 اینک بینیم آن پیشوای راستین در چنین برهه سهمگین تاریخ اسلام، با چه روشی توانست مجددا مکتب تشیّع را احیا کند و زمینه را برای رشد سریع این مذهب انسان ساز در دوره های بعد از خود (یعنی عصر امام باقر و امام صادق) فراهم سازد.

امام سجاد به منظور انجام رسالت خویش، دو استراتژی اساسی را متناسب با زمان و مکان، برگزید:

الف- ترویج معارف اسلامی از طریق نقل احادیث صحیح و نیایش

ب - مبارزه با ستمگران با شیوه های مقاومت منفی

از آنجا که امام سجاد (ع) تحت فشار حکومت جائر زمان قرار داشت و اجازه تشکیل حوزه درس و بحث به صورت آزاد را نداشت، و از سوی دیگر، وظیفه و مسئولیت تعلیم و آموزش معارف اسلامی و علوم دینی را بر دوش خود احساس می کرد، بنا بر این، در صدد بر آمد تا با حضور مستمرّ خود در مسجد و قرائت دعا، منظور خود را عملی سازد و حقایق شریعت را در قالب نیایش به مردم منتقل نماید. مجموعه ای از این دعاهای روحبخش، در کتاب شریف "صحیفه سجادیه" گرد آوری شده است.

به عنوان نمونه، بخشی از "مناجاة الذاکرین" را در آن صحیفه مبارکه، از نظر گرامی شما می گذرانیم:

"اِلـهي لَوْلاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْري اِيّاكَ عَلى اَنَّ ذِكْري لَكَ بِقَدْري لا بِقَدْرِكَ، وَما عَسى اَنْ يَبْلُغَ مِقْداري حَتّى اُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْديسِكَ.
وَمِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا جَرَيانُ ذِكْرِكَ عَلى اَلْسِنَتِنا، وَاِذْنُكَ لَنا بِدُعائِكَ وَتَنْزيهِكَ وَتَسْبيحِكَ، اِلـهي فَاَلْهِمْنا ذِكْرَكَ فِي الْخَلاءِ وَالْمَلاءِ وَاللَّيْلِ وَالنَّهارِ، وَالاِْعْلانِ وَالاِْسْرارِ، وَفِي السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، وَآنِسْنا بِالذِّكْرِ الْخَفِيِّ، وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّكِيِّ، وَالسَّعْيِ الْمَرْضِيِّ، وَجازِنا بِالْميزانِ الْوَفِيِّ، اِلـهي بِكَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوالِهَةُ، وَعَلى مَعْرِفَتِكَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبايِنَةُ، فَلا تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ اِلاّ بِذِكْراكَ، وَلا تَسْكُنُ النُّفُوسُ اِلاّ عِنْدَ رُؤْياكَ.
اَنْتَ الْمُسَبَّحُ في كُلِّ مَكان، وَالْمَعْبُودُ في كُلِّ زَمان، وَالْمَوْجُودُ في كُلِّ اَوان، وَالْمَدْعُوُّ بِكُلِّ لِسان، وَالْمُعَظَّمُ في كُلِّ جَنان، وَاَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّة بِغَيْرِ ذِكْرِكَ، وَمِنْ كُلِّ راحَة بِغَيْرِ اُنْسِكَ، وَمِنْ كُلِّ سُرُور بِغَيْرِ قُرْبِكَ، وَمِنْ كُلِّ شُغْل بِغَيْرِ طاعَتِكَ".

یعنی: خدایا، اگر پذیرش امر تو بر من واجب نبود، هرگز به خود اجازه نمی دادم که ذکر تو را بگویم، زیرا ذکر من به اندازه وسع من است، نه به اندازه عظمت تو. کجا مرا این قدر و منزلت است که در جایگاه رفیع تقدیس تو قرار گیرم.
یکی از برترین نعمت های تو بر ما، جاری شدن یاد تو بر زبان ما است، و اینکه به ما اجازه دادی ثنای تو را بگوییم و تو را تنزیه و تسبیح کنیم. خدایا، یاد خود را در خلوت و جلوت، و در شب و روز، و در پیدا و پنهان، و در آسایش و سختی، به ما الهام فرما،  و ما را با ذکر پنهان خود، و کردار پاک، و تلاش پسندیده، انس و الفت ده، و با پیمانه سرشاری از اعمال شایسته بگذران. خدایا، دل های شیدا بر گرد محور وجود تو می گردند، و خردهای گوناگون بر معرفت تو مجتمع هستند، پس دل ها جز به یاد تو آرام نمی گیرند، و جان ها جز با مشاهده تو ساکن نمی گردند.
تو سزاوار تسبیح هستی در هر مکان، و مورد پرستش هستی در هر زمان، و موجود هستی در هر اوان، و فراخوانده شده هستی با هر زبان، و با شکوه هستی در همه دلها. 
از تو طلب بخشایش می کنم از هر لذّتی بجز یاد تو، و از هر راحتی بجز انس با تو، و از هر شادمانی بجز تقرّب به تو، و از هر شغلی بجز طاعت تو.

علاوه بر میراث ارزشمند معنوی و ارزش های اخلاقی امام سجاد علیه السلام، بسیاری از آثار گرانبهای علمی نیز، مانند "صحیفه سجادیه" و "رسالة الحقوق" و انبوهی از روایات اسلامی ، بر جای مانده ، و بر غنای گنجینه دانش و فرهنگ اسلامی افزوده است.

نکته مهمّ دیگر اینکه آن پیشوای راستین، در کنار نشر معارف اسلامی، در زمینه مبارزه با حکومت جائر بنی امیّه و بنی مروان، یک لحظه غافل نگردید، و شیوه ای ابتکاری برای تضعیف استبدادگران برگزید.
برای آشنایی بیشتر با شرایط زمان آن حضرت، شایسته است به حقایق تاریخی عصر بنی امیه و بنی مروان توجه داشته باشیم. همانگونه که قبلا اشاره شد، پس از واقعه هولناک کربلا، هاله ای از خوف و وحشت، جامعه اسلامی را فرا گرفت. بسیاری از کسانی که در دل، امام سجاد را دوست می داشتند، به دلیل ترس از هجوم وحشیانه خونخواران دوران، جرأت بروز افکار و اندیشه های خود را نداشتند و از یاری امام زین العابدین (ع) خود داری می کردند.
بر همین اساس، وقتی عبّاد بصری که درک صحیحی از وضعیت مردم نداشت از ایشان انتقاد کرد و گفت: شما جهاد را با سختی هایش ترک کرده اید و به حج که امری آسان است آمده اید، در حالی که قرآن می فرماید: "خدا جان های مؤمنان را و اموال آنان را خریدار است".
آن حضرت در پاسخ فرمود: "ادامه آن آیه را هم بخوان که فرموده است: "تائبان و عابدان و ستایشگران ..."، اگر گروهی از مبارزان را با این اوصاف می یافتم، هیچ چیز را بر جهاد و جنگ مسلحانه ترجیح نمی دادم".
از این سخن امام سجاد به خوبی روشن می گردد که آن حضرت با آگاهی از شرایط زمان و مکان، و فقدان یاران وفا دار و فداکار، و از سویی دیگر، آشنایی با قدرت و سیطره حکومت معاصر خود، قیام مسلّحانه را در آن برهه از زمان به صلاح جامعه شیعیان و مسلمانان نمی دانست و آن را محکوم به شکست می شمرد.
اما این امر باعث نشد که امام زین العابدین (ع) دست از مبارزه بردارد و در برابر ستمگران سکوت کند، بلکه در صدد بر آمد تا شیوه هایی جدید برای مبارزه برگزیند که می توان آن روش ها را مقاومت منفی نامید.
یکی از این شیوه ها، معرفی چهره واقعی اهل بیت (علیهم السلام)  و پرده برداری از شرافت و کمالات آن پیشوایان راستین بود. 
از اینرو، پس از حادثه عاشورا و به هنگام اسارت، آن حضرت در شهر شام و در حضور یزید و لشکریانش به سخنرانی پرداخت و با خطبه مؤثّر و جانسوز خود در مسجد اموی، به معرفی اهل بیت پیامبر پرداخت و ترفند شوم بنی امیه را در خدشه دار ساختن چهره امامان معصوم، نقش بر آب ساخت. این حرکت حساب شده، یزید را مصمّم ساخت تا در صدد قتل آن حضرت برآید، ولی با فداکاری و سخنان حضرت زینب (س) و جوّی که ایجاد شده بود، از این کار صرف نظر کرد.
علاوه بر این، امام سجاد علیه السلام در دعاهای خود نیز، بر معرفی ائمّه هدا (ع) و حقّانیّت آنان و محکومیّت قاتلان آنها و نفرین به غاصبان حقوق آنان، پافشاری می کرد.
به عنوان نمونه، نظر شما را به بخشی از دعای چهل و هشتم در صحیفه سجادیه، جلب می کنیم:

"اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً. اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، وَ مَنْ رَضِيَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ".

یعنی: خدايا، اين جايگاه، جاى خلفاى تو و برگزيدگان توست. و  جايگاه بلند امينان تو است كه آنان را بدان اختصاص داده‏اى و ديگران آن را ربودند. و اين تقدير توست و فرمان تو مغلوب نمى‏شود و از تدبيرمحتومت،به هر گونه كه بخواهى و هر جا كه بخواهى، هیچكس را ياراى‏ تعدّی و معارضه نيست و تو به هر كارى كه می كنى داناترى و در آفرينش و اراده خود متهم نيستى. برگزيدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور شدند وحق آنان به یغما رفت. اكنون مى‏نگرند كه احكامت دگرگون شده و كتابت به يك سو افتاده و فرايض تو بر خلاف خواست تو به جاى آورده مى‏شود و سنتهاى پيامبرت متروك مانده است. 
بار خدايا، لعنت كن دشمنان ايشان را از اولين و آخرين، و لعنت كن ‏هر كس را كه به اعمال آنان رضایت دارد، و لعنت كن اتباع و پيروان‏ايشان را. 
یکی از روش های دیگری که امام سجاد علیه السلام برای مبارزه با ستمگران به کار می برد، برپا ساختن مجالس عزاداری امام حسین به صورت مداوم در منزل خود بود. این حرکت حساب شده باعث می گردید که داغ شهیدان کربلا همواره تازه بماند، و پیام رهایی بخش امام حسین و یاران شهیدش پیوسته به گوش مردم برسد. امام زین العابدین در تمام عمر خود پس از واقعه عاشورا، در هر مناسبتی به یاد شهدای کربلا روضه خوانی می کرد و خود، مصیائب امام حسین را یاد آور می شد و با سوز و ناله می گریست و مردمی که در کنار او بودند را می گریاند.
امام صادق علیه السلام در این زمینه چنین می فرماید:
"لقد بكى على أبيه الحسين عليه‏ السلام عشرين سنة و ما وضع بين يديه طعام إلا بكى حتى قال مولى له يا ابن رسول الله أما آن لحزنك أن ينقضي؟ فقال: له ويحك، أن يعقوب النبي عليه‏ السلام كان له اثنا عشر ابنا فغيب الله عنه واحدا فابيضت عيناه من كثرة بكائه عليه و شاب رأسه من الحزن و احدودب ظهره من الغم و كان ابنه حيا في الدنيا، و أنا نظرت إلى أبي و أخي و عمي و سبعة عشر رجلا من أهل بيتي مقتولين حولي فكيف ينقضي حزني". (کتاب خصال صدوق، و کتاب المناقب، نوشته ابن شهرآشوب، جلد 4، و کتاب حلیة الألیاء، نوشته ابونعیم، جلد 3).
یعنی: امام سجاد، به مدّت بیست سال برای پدرش حسین (ع) گریست، هر گاه غذایی برای آن حضرت می آوردند گریه می کرد. یکی از خدمتگزاران او عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، آیا وقت آن نرسیده است که حزن و اندوه تو پایان یابد؟ آن حضرت فرمود: وای بر تو، یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت، و یکی از آنان را خداوند از دید وی پنهان ساخت، پس آنقدر گریست تا چشمانش از شدّت گریه به سفیدی گرایید، و موی او از کثرت غم  سپید گشت، و کمرش از زیادی اندوه خم شد، و این در حالی بود که فرزندش زنده بود. اما من با چشم خود دیدم که پدرم و برادرانم و عموهایم و هیفده مرد از اهل بیتم در اطراف من کشته شده اند. چگونه اندوه من پایان پذیرد؟. 
شاگردان امام سجاد

امام زین العابدین، علاوه بر اینکه آثار نوشتاری گرانبهایی از خود به جا گذاشت، جمعی از نخبگان و فرزانگان را در عرصه علم و عرفان  در طول عمر پر برکت خود تربیت فرمود. شیخ طوسی در کتاب رجال خود، تعداد شاگردان آن حضرت را بالغ بر یکصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.

برخی از اصحاب و شاگردان معروف آن حضرت عبارت بودند از :

ابو حمزه ثمالی

علی ابن رافع

قاسم ابن محمد ابن ابی بکر

فرزدق شامی

سعید ابن مسیّب

طاووس همدانی

ابان ابن تغلب

جابر ابن محمد

جابر ابن عبدالله انصاری

سدیر ابن حکیم

در پایان این گفتار، ابیاتی از شعر زیبای فرزدق را که در حضور هشام ابن عبدالملک، در مدح امام سجاد سروده است، از نظر گرامی شما می گذرانیم:

یا سائلي أین حلّ الجودوالکرم       عندی  جواب  إذا طلابها قدموا

هذَا ابْنُ خَيْرِ عِبادِ اللَّهِ كُلِّهِمُ       هذَا التَّقِيُّ النَّقِيُّ  الطّاهِرُ  الْعَلَمُ

هذَا ابْنُ فاطِمَةَ إِنْكُنْتَ جاهِلَهُ       بِجَدِّهِ   أنْبِياءُ  اللَّهِ   قَدْ   خُتِموا

هذَا الَّذيتَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وطْأَتَهُ       و الْبَيْتُ يَعْرِفُهُ و الْحِلُّ والْحَرَمُ

مَنْ جَدُّهُ  دانَ فَضْلُ الْأَنْبِياءِ لَهُ        و فَضْلُ أُمَّتِهِ  دانَتْ  لَهُ  الْأُمَمُ

وَلَيْسَ قَوْلُكَ مَنْ هذا بِضائِرِهِ     ألْعُرْبُ تَعْرِفُ مَنْ أنْكَرْتَ و الْعَجَمُ

أللَّهُ  شَرَّفَهُ  قِدْماً  و فَضَّلَهُ         جَرى بِذاكَ  لَهُ  فِي  لَوْحِهِ القَلَمُ

إِذا  رَأَتْهُ  قُرَيْشٌ قالَ قائِلُها        إِلى  مَكارِمِ  هذا   يَنْتَهي   الْكَرَمُ

إِنْ عُدَّ أَهْلُ التُّقى كانوا أَئِمَّتَهُمْ        أَوْقِيلَمَنْ خَيْرُأَهْلِ ‏الْأرْضِ‏ قِيلَ هُمُ

مُقَدَّمٌ بَعْدَ  ذِكْرِ  اللَّهِ  ذِكْرُهُمُ        في  كُلِّ  بَدْءٍ   و مَخْتومٍ  بِهِالْكَلِمُ


یاد آور می شود که پس از انشاء این ابیات، فرزدق را به فرمان حکومت بنی مروان، به تبعید گاه فرستادند، و این شاعر گرانمایه را به جرم حق گویی، مورد آزار و اذیّت قرار دادند.

*****

ثبت نام و ورود به سایت

نقشه موقعیت مرکز


View Larger Map

ارتباط با مرکز

نشانی مرکز اسلامی امام مهدی (عج)

مسجد جامع ایرانیان:

No. 7340 Bayview Avenue

Markham, ON L3T 2R7, Canada
Tel 416-762-8200

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید